سطوح برنامه ریزی آموزشی
سطوح برنامه ریزی آموزشی
تهیه و تنظیم : مهدی قزلباش
تعریف برنامه ریزی آموزشی :
برنامه ریزی آموزشی عبارت است از کاربرد روشهای تحلیلی در مورد هر یک از اجزای نظام آموزشی که هدف آن استقرار یک نظام آموزشی کارامد است.
بسیاری از صاحبنظران بر این باورند که برنامه ریزی سطوح گوناگونی دارد و می توان برای آموزش و پرورش و آموزش عالی ،در سطوح مختلف اقدام به تهیه برنامه کرد و فعالیتها و اقدامات را در هر سطح از سطوح تصمیم گیری ، بر اساس برنامه ریزی پیش برد.
عده ای از مولفان ،سطوح برنامه ریزی را شامل :کلان ، میانه ،خرد و موسسه ای می دانند. برخی دیگر سطح فراکلان را نیز به این سطوح اضافه می کنند. مثلا جری کافمن و جری هرمن مولفان کتاب برنامه ریزی استراتژیک در نظام آموزشی ،در خصوص سطوح برنامه ریزی آموزشی می گویند:
بر مبنای پرسشها مقاصدی که در برنامه ریزی استراتژیک مطرح است، می توان سطحهای گوناگونی برگزید. در اینجا سه سطح برنامه ریزی استراتژیک پیشنهاد می شود. این پیشنهاد بر مبنای سازمان ذینفع ، شامل سه سطح می شود : خرد ، کلان و فراسوی کلان.برنامه ریزی در سطح کلان شامل سازمان آموزشی، مدرسه و یا نظام آموزشی می شود. برنامه ریزی در سطح خرد که فرد یا گروههای کوچک،مانند مدیریت مدرسه یا مربیان را در بر می گیرد.
آرتور جی.دیویس، سطوح برنامه ریزی را به شرح زیر طبقه بندی می کند : الف) برنامه ریزی نظامهای آموزشی در سطوح ملی ، ایالتی و استانی ب) برنامه ریزی موسسه ای در مقیاسی وسیع ،در سطح واحدهای مربوط به مجتمعهای آموزشی عمدتا در سطوح متوسطه و عالی ج) برنامه ریزی طرح یا پروژه.
علاوه بر این که درباره سطوح برنامه ریزی بین صاحبنظران اختلاف نظرهایی وجود دارد ، در خصوص این که قلمرو برنامه ریزی در هر یک از این سطوح تا کجاست نیز میان آنان اتفاق نظر نیست. شاید یکی از دلایل این عدم توافقها ، این است که تعریف نهادهای آموزشی در دوره های تحصیلی و در کشورهای مختلف یکسان نیست و گستره فعالیت های این نهادها با هم متفاوت است .مثلا کوپ در مقاله ای با عنوان برنامه ریزی در سطح موسسه ، موسسات آموزشی را شامل فرا موسسه ، دانشگاه ، موسسه جامع و آموزشکده محلی و فنی می داند .
برنامه ریزی آموزشی در سطح خرد
شاگردان دوره های مختلف تحصیلی برای رسیدن به هدفهای یادگیری باید دانش ها ، مهارت ها ، نگرش ها و تخصصهایی کسب کنند.این موارد که ابعاد مختلف یادگیری را شکل می دهند ، در سطح خرد برنامه ریزی تعیین می شود .همچنین در مورد فرایند یاددهی- یادگیری ، فرصتهای یادگیری ،شرایط موفقیت در هر دوره ، چگونگی ارزشیابی و مانند آنها در سطح خرد تصمیم گیری می شود .نتایج برنامه ریزی در سطح خرد ، محصول نامیده میشود.
قلمرو برنامه ریزی خرد می تواند یک منطقه آموزشی ، یک دهستان یا چند روستا باشد .در برنامه ریزی آموزشی خرد ، به ویژه اگر قلمرو برنامه ریزی مناطق روستایی باشد ، مسایل آموزشی منطقه ، با اموری ، مانند مسایل اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی پیوند می خورد و در چنین حالتی ، برنامه ریزی های مربوط به رشد کشاورزی ، پیشرفت وضع بهداشت ، بهبود صنایع محلی و سرانجام توسعه فرهنگی ، در ارتباط با برنامه ریزی های آموزشی انجام می گیرد .
جمهوری خلق چین ، هندوستان و برخی از ممالک افریقایی و امریکای لاتین از جمله کشورهایی هستند که برنامه ریزی آموزشی خرد را از سه چهار دهه پیش تجربه کرده اند .
مزایای برنامه ریزی آموزشی خرد
فواید این نوع برنامه ریزی متنوع بوده که پاره ای از آن ها به شرح زیر است :
الف ) در کشورهای در حال توسعه مناطقی وجود دارد که از لحاظ فرهنگی و جغرافیایی با هم تفاوتهای زیادی دارند.بنابراین برنامه های کلان هرچقدر هم خوب و مناسب تدوین شوند ، نمی توانند انتظارات مردم مناطق مختلف را براورده کنند. زیرا خواستهای مردم در مناطق مختلف با هم تفاوت دارد. به این ترتیب برنامه ریزی آموزشی خرد فرصتی را فراهم می نماید که برنامه های آموزشی هماهنگ و متناسب با مسایل مردم هر منطقه تهیه شود.
ب)این برنامه ریزی به مردم محل که هدایت امور را در دست دارند این فرصت را می دهد که برنامه های آموزشی تهیه شده را با تحولات اقتصادی ،اجتماعی ، سیاسی و متناسب با انتظارات جامعه ای که این برنامه ها برای آن تهیه شده ، تغییر داده و آن ها را اصلاح کنند .
ج )در برنامه ریزی خرد ، فاصله بین تهیه برنامه و اجرای آن بسیار اندک است و سرعت عمل در اجرای برنامه خرد امتیاز چشمگیری به شمار می رود .
د )مردم در موقع اجرای برنامه ها به دلیل منافع مشترکی که دارند ،تشویق به همکاری و همفکری می شوند و این امر ، به سهولت اجرای برنامه کمک می کند.
ه )این برنامه ریزی برای مردم نواحی خاص این فرصت را فراهم می کند که خود به نیازهای آموزشی خویش بیندیشند و با تحلیل های منطقی ، مشکلات خود را بهتر درک کنند .
و )اجرای برنامه های آموزشی که بوسیله خود مردم تهیه می شود ، در مقایسه با برنامه هایی که از بالا به آن ها تحمیل می شود ، ساده تر خواهد بود. زیرا مردم با برنامه هایی که خود تهیه کرده اند ، احساس یگانگی و نزدیکی بیشتری می کنند .
محدودیت های برنامه ریزی آموزشی خرد
تنگناها و موانع در چهارچوب برنامه ریزی آموزشی خرد نیز تعدد پذیر است که برخی از ان ها به شرح زیر است :
الف )چون در مناطق روستایی و دوردست، مردم کم سواد هستند ،انگیزه چندانی برای مشارکت در تهیه و اجرای برنامه هارا ندارند. بنابراین فقدان انگیزه برای مشارکت ،یکی از عواملی است که موجب عدم موفقیت برنامه ها خواهد شد.
ب )در برنامه ریزی آموزشی خرد ، ممکن است آن احساس کلی ملی فراموش شود و از هدفهای آموزشی در سطح ملی غفلت شود.
ج )گاهی مواقع در سطح روستاها گروههای قومی مختلفی وجود دارند که دارای منافع متفاوتی با اطرافیان خود هستند. بنابراین اصطکاک منافع گروه های مختلف ، ممکن است مانع وحدت و یکپارچگی در تهیه برنامه ها شود .
د )اگر برنامه ریزان توانایی و مهارت لازم برای تهیه برنامه نداشته باشند ،نمی توان به موفقیت برنامه ریزی آموزشی خرد امیدوار بود. از این رو تربیت و آماده کردن برنامه ریزان خرد در چنین مواقعی ضروری است.
ه ) برقراری ارتباط مستمربین کسانی که در سطح مختلف ،محل ، منطقه ، استان و کشور دست اندر کار برنامه ریزی آموزشی هستند، امری ضروری است. بنابراین در صورتی که برنامه ریزان آموزشی که در سطح خرد فعالیت میکنند ، نتوانند ارتباط لازم را برقرار کنند ،برنامه ریزی آموزشی خرد با عدم موفقیت روبرو خواهد شد.
برنامه ریزی آموزشی در سطح کلان
برنامه ریزی آموزش و پرورش و آموزش عالی کشور ، در سطح کلان در قالب برنامه ریزی توسعه اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی انجام می گیرد .بر اساس چنین روالی ، طراحان برنامه های توسعه اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی ،پیشاپیش رهنمودها و الگوهایی را در اختیار تهیه کنندگان برنامه ها در بخش های مختلف اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی کشور ، از جمله بخش آموزش و پرورش و آموزش عالی قرار می دهند که این رهنمودها دربرگیرنده روش و مراحل برنامه ریزی نیز هست.
در این سطح از برنامه ریزی ،هدفهای کلی آموزش و پرورش به هدفهای دوره های تحصیلی تجزیه می شود. مواردی از قبیل این که چه بخشی از هدف های کلی در دوره متوسطه و چه بخشی در دوره های دیگر تحقق یابد ، یا نیروهای انسانی مورد نیار چه شرایطی باید داشته باشند و چگونه تربیت شوند از جمله تصمیماتی است که در سطح کلان برنامه ریزی اتخاذ می شود. در این سطح نتیجه " برونداد " نامیده می شود .
مراحل برنامه ریزی آموزشی در سطح کلان
آرتوردیویس، فعالیتهای برنامه ریزی را به شرح ذیل طبقه بندی میکند :
· تحلیل و بررسی انتظارات سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی و نیز مقاصد جامعه ای که نظام آموزشی به آن تعلق دارد .
· تدارک مجموعه ای از اهداف کلی و جزیی
· ارزیابی موقعیت کنونی و نیز تحول گذشته نظام آموزشی
· طراحی سیاستها ، برنامه ها و تخصیص منابع بر حسب اهداف آینده و ظرفیت کنونی برای دست یابی و حفظ یک نظام آموزشی کارامد و اثربخش که قرار است اهداف آن در یک دوره زمانی معین محقق شود.
بنابراین ،می توان گفت که برنامه ریزی برای یک نظام آموزشی دارای مراحل گوناگونی است .در مرحله نخست برنامه ریزان باید اطلاعاتی درباره نظام آموزشی گرد آورند و با تجزیه و تحلیل داده های گرداوری شده ، وضع موجود نظام آموزشی را تبیین کنند .آن گاه با توجه به چشم اندازهای بلندمدت اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی کشور و چالش های آینده ، برنامه های آموزشی را تدوین کنند . پس از آن که برنامه های مورد نظرتدوین شد ، ان ها را بررسی و تجدید نظر و تلفیق با برنامه های سایر بخش های اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی در اختیار کسانی که در سطوح بالای برنامه ریزی و تصمیم گیری جای دارند ، قرار دهند تا پس از تصویب به اجرا گذاشته شود .
برنامه ریزی آموزشی در سطح فراکلان
در این سطح برنامه ریزان آموزشی، همگام با سیاستگذاران و مدیران کشور هدفهای کلی آموزش و پرورش را در ارتباط با نیازهای نهادها و سازمان های دیگر جامعه تعیین می کنند .هدفهای کلی آموزش و پرورش بر اساس الگوی توسعه کشور تعیین می شود ، یا در واقع سطح فراسوی کلان محل اتصال نظام آموزش با برنامه ریزی کلی توسعه جامعه است.نتیجه در این سطح ، " بازده " نامیده می شود .
بسیاری از کشورهای جهان در زمینه برخی از مسایل دارای اهداف مشترکی هستند و برای تحقق این اهداف نیاز به همکاری و همفکری دارند .به عنوان مثال ، گسترش مرزهای علم ، تعمیم و بهبود کیفیت آموزش ، حفظ محیط زیست ، پاسداری از صلح ، دستیابی به تفاهم بین المللی و همزیستی مسالمت آمیز ، تبادل تجربه در عرصه صنعت و فناوری ، پیشگیری از بلایای طبیعی و ....از جمله اهدافی هستند که احتمالا بیشتر کشورهای جهان براورده شدن آنهارا خواستارند و برای تحقق این اهداف در چهارچوب وظایف سازمانهای بین المللی برنامه ریزی می کنند .
ارتباط سطوح برنامه ریزی
سطوح برنامه ریزی با یکدیگر ارتباط دارد و این ارتباط برنامه ریزی صحیح را تضمین می کند. اگر به یکی از این سه سطح بیندیشیم و سطوح دیگر را رها کنیم ،نتایج رضایت بخش به دست نخواهد آمد . در واقع همان طور که موفقیت در یک کلاس ملاک موفقیت در کل برنامه درسی یک سال تحصیلی یا ثلث نیست ،موفقیت در برنامه درسی نیز لزوما به معنای کسب قابلیت دانش اموز در یک زمینه خاص نمی باشد . از این رو توجه به نتایج سطوح سه گانه در برنامه ریزی آموزشی ضروری است .
MAHDI.GHEZELBASH@ YAHOO.COM