آسیبهای روانشناختی اینترنت

آسیب های روان شناختی اینترنت

اشاره

بی شک، رشد روزافزون اینترنت فواید و اهمیت غیر قابل انکاری دارد، چندان که در دوران حاضر، نقش محوری اینترنت چنان اساسی است که بدون آن امکان برنامه ریزی، توسعه و بهره وری در زمینه هایی چون: فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و علمی در جهان آینده امکان پذیر نخواهد بود. با وجود این، نباید از پیامدهای ناگوار و مخرب آن به ویژه در زمینه های اجتماعی و فرهنگی غافل ماند.

به دیگر سخن، اینترنت با همه خوبی ها و فوایدش، از کاستی ها و آسیب هایی نیز برخوردار است که همگان به ویژه دولت مردان، سیاست گذاران و اولیا و مربیان و والدین باید بدان واقف باشند. البته سخن گفتن از آسیب های اینترنت به معنای نفی این پدیده و نگاه منفی بدان نیست؛ بلکه واقعیت این است که اینترنت دارای کارکردهای مثبت و منفی می باشد که پاره ای از کارکردهای مثبت را در مقاله پیشین بیان کردیم و اکنون به بیان برخی از آسیب های آن می پردازیم. آسیب شناسی اینترنت، همچنان که از عنوان آن پیداست، عنوانی کلی و وسیع است، چندان که می توان آن را از رویکردها و ابعاد مختلف مورد مطالعه و بررسی قرار داد؛ برای مثال، در بُعد فنی آسیب هایی نظیر امنیت شبکه ای و نرم افزاری در برابر ویروس ها و نفوذگرها (هکرها)، برنامه نویسی های گوناگون و گاهی غیر استاندارد، همچنین در ابعاد مختلف دیگری چون ابعاد سیاسی و بررسی مسائلی مانند تاءثیر اینترنت بر مرزهای ملی، دموکراسی و آزادی، در بُعد اقتصادی مباحثی از قبیل: اینترنت و بازارهای الکترونیکی و تاثیر آن در جهانی شدن و اقتصاد جهانی و ابعاد گوناگون دیگر را می توان مطرح کرد. اما در این نوشتار فقط به آسیب های روان شناختی اشاره خواهیم کرد.

انواع آسیب های فردی و روان شناختی

امروزه آسیب های فردی و روان شناختی اینترنت، از سابر خطرات آن بیشتر است. در بعد روان شناختی، اینترنت آسیب های جدی متعددی از جمله: هویت نامشخص، اضطراب، افسردگی و انزوا، اعتیاد به اینترنت و به خصوص اعتیاد به گپ زنی (چت) را می تواند برای کاربران به همراه داشته باشد؛ همچنان که فواید و مزایای متعددی را نیز می تواند برای او به ارمغان آورد.

شناخت واقعی و عملی نیازهای نسل جوان امروز، مستلزم بررسی ابعاد مختلف عوامل تاءثیرگذار و اثرپذیری از فنّاوری نوین ارتباطی است. متاسفانه بخش عمده ای از مدیران و مسئولان و برنامه ریزان و تصمیم سازان ما یا نمی خواهند و یا نمی توانند به شناخت این فنّاوری بپردازند. اینترنت و رایانه نه تنها میزان و سطح اطلاعات نسل جوان را افزایش داده، بلکه بر تمایلات و گرایشات آنان نیز تاءثیر گذاشته است. نسلی که با اینترنت سر و کار دارند همین جوانانی هستند که در نهادهای مختلف مشغول کارند. از این رو برچسب منحرف و مانند آن زدن به چنین کاربرانی به هیچ عنوان روا نیست. اما در عین حال باید توجه داشت که این رسانه جهانی حاوی پیام ها و پیامدهایی است که می تواند شخصیت جوان و نوجوان را به سادگی تحت تاءثیر قرار دهد و به سمت و سویی خطرناک بکشاند. از این رو، جا دارد که با انجام تحقیقاتی وسیع در حوزه روان شناسی و جامعه شناسی اینترنت، مباحثی که در جوامع پیشرفته مهم و حیاتی قلمداد می شوند، جامعه را از آفت های واقعی آنها مطلع، و در صورت امکان از برخی از آنها پیش گیری کرد.

یکی از مسائل روان شناختی در باره اینترنت، هویت ناشناس کاربر است. هویت، واجد سه عنصر است: شخصی، فرهنگی و اجتماعی، که هر یک در تکوین شخصیت فرد نقش مهمی را ایفا می کنند. در مقایسه ها، هویت شخصی ویژگی بی همتای فرد را تشکیل می دهد و هویت اجتماعی در پیوند با گروه ها و اجتماعات مختلف قرار می گیرد. اینترنت صحنه فرهنگی و اجتماعی است که فرد خود را درموقعیت های متنوع نقش ها و سبک های زندگی قرار می دهد. در این فضای عمومی، مهارت فرهنگی جدیدی لازم است تا با تنظیمات نمادین بتوان بازی کرد. پایگاه شخصی نمونه ای مدرن است که چگونه کاربر اینترنت خود را برای مخاطبان جهانی معرفی می کند. برای بیان افکار، احساسات، علایق و آراء از متن مناسب، گرافیک، صدا و فیلم استفاده می شود. «میلر» اهمیت و پیوندهای پایگاه شخصی را ذکر می کند و می گوید که: «به من بگو لینک هایت چیستند تا بگویم که چه شخصی هستی.»

دکتر محمد عطاران معتقد است که با امکانات و گزینه های فراوانی که رسانه های عمومی از جمله اینترنت در اختیار جوانان می گذارند، آنان دائماً با محرک های جدید و انواع مختلف رفتار آشنا می شوند. چنین فضایی هویت نامشخص و پیوسته متحولی را می آفریند، خصوصا برای نسلی که در مقایسه با نسل قبل با محرک های فراوانی مواجه است. همچنین از طریق رسانه های جمعی، افراد خط مفروض میان فضای عمومی و خصوصی را تجدید سازمان می کنند و این امکانی است که جوانان فعالانه از آن استفاده می کنند.(1)

بحران هویت جوانان

جوان، به خصوص در دوران بلوغ که مرحله شکل گیری هویت اوست و همواره به دنبال کشف ارزش ها و درونی کردن آنها می باشد، با اینترنت و حجم گسترده، حیرت انگیز و گوناگون اطلاعات مواجه می شود و ناچار که در این دنیای مجازی، هویت خویش را از طریق جستجو پیدا کند و بدین سان، ممکن است برخی و شاید تعداد زیادی از نوجوانان راه را در اینترنت گم کنند و دوران هویت یابی خویش را بیش از پیش با بحران سپری کنند.

از سوی دیگر، گاهی برخی از ویژگی های شخصیتی مانند: سن، تحصیلات، محل سکونت و حتی جنسیت در اینترنت از بین می رود؛ به عنوان نمونه، بسیاری از افرادی که در اتاق های چت مشغول گفتگو با یکدیگر می باشند با مشخصاتی غیر واقعی ظاهر شده و از زبان شخصیتی دروغین که از خود ساخته اند و آن را به مخاطب یا مخاطبان خود معرفی کرده اند، صحبت می کنند و با این حال، چه تاءثیراتی که همین شخصیت های ناشناس بر یکدیگر دارند.

سوء استفاده جنسی

یکی دیگر از خطرات جدی اینترنت در دوران کنونی متوجه کودکان و نوجوانان است. از جمله این خطرات سوء استفاده جنسی از طریق اینترنت است. کودکان و نوجوانان به خصوص در جوامع پیشرفته که استفاده از اینترنت در خانه و مدرسه برای آنان میسر است، خاصه از طریق اتاق های چت و گپ زنی مورد اغفال و سوء استفاده جنسی قرار می گیرند. در مواردی کار اغفال کودکان توسط باند و تشکیلات برنامه ریزی شده انجام می شود که یکی از موارد آن در ایالت «کنتاکی» در آمریکا اتفاق افتاد. در آنجا یک بازرس پلیس موفق شد یک شبکه انتشار صور قبیحه کودکان را برچیند.(2)

بنا بر مطالعاتی که در غرب در این زمینه انجام گرفته است، اغلب نوجوانانی که مورد اغفال و سوء استفاده جنسی واقع می شوند، زیر 18 سال سن دارند و در بیشتر موارد تصاویر تحریک کننده ای از طریق چت یا تلفن همراه برایشان ارسال، و سپس از آنها برای حضور فیزیکی در محل خاصی دعوت شده و بدین ترتیب فریب خورده و مورد تجاوز جنسی واقع می شوند.(3) این مسئله در حال حاضر، به یکی از معضلات جدی در مغرب زمین مبدل شده است؛ چندان که غالب دانشمندان و سیاست گذاران به این امر بیش از پیش وقوف و توجه داشتهاند و مقالات، کتاب ها و همایش های متعددی در ارتباط با آن برگزار کرده اند؛ برای مثال، ده سال پس از تصویب کنوانسیون حقوق کودک توسط سازمان ملل در سال 1989م؛ یعنی در سال 1999م گردهمایی جهانی تحت عنوان «کارشناسی برای حمایت کودکان در برابر سوء استفاده جنسی از طریق اینترنت» برگزار گردید که منجر به صدور قطعنامه ای شد که در آن آمده است: «هر چه اینترنت بیشتر توسعه پیدا کند، کودکان بیشتر در معرض محتویات خطرناک آن قرار خواهند گرفت. فعالیت های مجرمانه مربوط به فحشای کودکان و پورنوگرافی آنان، که از طریق اینترنت مورد سوءاستفاده واقع می شوند، اکنون از مسائل حاد به شمار می رود. اگر چه سودمندی های اینترنت از زیان های بالقوه آن بیشتر است، در عین حال نباید از شناخت خطرات آن، غفلت کرد. در صورتی که برای مقابله با این خطرات، اقدامی صورت نگیرد، تهدیدهای سنگین آن بر کودکان باقی خواهد ماند و سبب بازداری از کاربرد صحیح اینترنت در آینده خواهند شد».(4) نکته بسیار مهم آن است که چون اینترنت «جهانی» است، قواعد ناظر به آن نیز باید «بین المللی» باشد و مبارزه با مفاسد اینترنت از جمله ترویج فحشای کودکان، همتی جهانی طلب می کند و نیازمند یک رویکرد استراتژیک جهانی و منحصر به فرد و مستلزم ضمانت اجرایی بین المللی است.

بدین سان، پایگاه های زیادی درباره با آثار مخرب اینترنت و به خصوص چت برای نوجوانان و جوانان و راه های پیشگیری از این آثار راه اندازی شده است که از جمله این پایگاه ها عبارتاند از:

http://www.safekids.com

http://www.safeteens.com

http://www.cyberkids.com/kc/index.html

orghttp://www.kidsworld.

http://www.kids-online.com

http://www.kidssafenet.com

حتی برای جستجوی مطمئن و متناسب با نوجوانان، موتورهای جستجوی تخصصی مطمئن و فیلترداری تاءسیس شده اند که نمونه های زیر از آن جمله اند:

http://www.ajkids.com

http://www.yahooligans.com

http://sunsite.berkeley.edu/KidsClick

http://cybersleuth-kids.com

بنابراین، ضروری است که پیش از شیوع چنین خطرات اینترنتی در بین نوجوانان جامعه ما، تدابیر امنیتی مناسبی اندیشیده شود و مفاهیم مبتنی بر فنّاوری ارتباطی روز و خطرات احتمالی و نحوه استفاده صحیح از آن توسط رسانه های جمعی، برای نوجوانان کشور، به عنوان یک نیاز ضروری و فوری قلمداد شده، آموزش داده شود. واقعیت این است که جامعه کاربران میلیونی اینترنت کشور در 10 سال آینده، امروز تعلیم می بینند. هر اندازه این تعلیم، بر اساس درک بیشتر و توجه به قابلیت های کودکان استوار شده باشد، خطر آسیب پذیری نوجوانان و جوانان کشور از فعالیت های مبتذل فرهنگی غرب از طریق فنّاوری روز، کاهش می یابد و راه حضور صحیح و روشمند نوجوانان ایرانی در اینترنت هموارتر می گردد.

اعتیاد به اینترنت

اعتیاد به اینترنت(5) یا استفاده بیش از حد از دیگر آسیب های فردی، و تا حدودی اجتماعی اینترنت است که گاهی از این بیماری تحت عنوان اعتیاد مجازی(6) و مشهوتر از آن با عنوان «اختلال به اعتیاد اینترنت»(7) نام برده می شود. اختلال اعتیاد به اینترنت یک پدیده بین رشته ای است و علوم مختلف پزشکی، رایانه ای، جامعه شناسی، حقوق، اخلاق و روان شناسی هر یک از زوایای مختلف این پدیده را مورد بررسی قرار داده اند و در هر یک از این علوم مختلف نظریه هایی برای این اختلال مطرح شده است. اما به رغم تحقیقات زیاد برای شناختن عوامل اصلی اعتیاد به اینترنت، ابهامات بسیاری در بین دانشمندان این حوزه وجود دارد.

ممکن است تا به حال چندین بار از طریق رسانه های جمعی به ویژه تلویزیون، باخبر شده باشید که در آمریکا و برخی از جوامع پیشرفته، تعداد معتادان به اینترنت از اعتیاد به مواد مخدر، الکل و سایر چیزها بیشتر است. بنا بر یک گزارش، برخی از آمریکایی ها تا جایی اعتیاد پیدا کرده اند که روزانه بیش از 18 ساعت از وقت خود را صرف اینترنت می کنند، که این امر منجر به قبض های تلفن سرسام آور و عدم توجه به خانواده می شود. از این رو، اینترنت زندگی بسیاری از مردم را مختل کرده است. این بیماری در آمریکا به قدری فاجعه بار است که کلیساها، پیشوایان مذهبی با فریادهای کمک خواهی زن و شوهر، یا یکی از آنها، برای رهایی از این نوع اعتیاد مواجه هستند و مؤسسه های مشاوره ای مسیحی در حال تدوین مشاوره های اعتیاد به اینترنت می باشند.(8) تشخیص اعتیاد به اینترنت از مواردی است که بحث های زیادی درباره آن صورت گرفته است. سرپرست مرکز درمانی اعتیاد به الکل و مواد مخدر در دانشگاه استنفورد در این مورد می گوید: «اگر فردی متوجه شد که قادر نیست یک روز را بدون استفاده از اینترنت سپری کند، شکی نیست که این فرد به استفاده از اینترنت معتاد شده است».(9) البته حق این است که زمان به تنهایی نمی تواند معیار کامل و دقیقی برای تشخیص اعتیاد به اینترنت باشد؛ بلکه در کنار آن باید شاخص های دیگری نظیر این که شخص استفاده کننده چه کسی است، در نظر گرفته شود، باید توجه شود. که آیا کاربر دانشجو و استاد دانشگاه است که هر روز برای تهیه برخی مطالب و آمارها به اینترنت مراجعه می کند؟ آیا تاجری است که هر روز چندین ساعت وقت خویش را صرف تجارت الکترونیکی می کند؟ یا اینکه فردی است که عادت کرده است تا بخشی از وقت خویش را برای چت و گپ زنی و ایجاد روابط اینترنتی سپری کند؟ بی شک، در مورد اوّل و دوم به سختی می توان برچسب معتاد اینترنتی را برای کاربران آن حرفه روا دانست. نکته قابل توجه اینکه بسیاری از مطالعات و تحقیقات انجام گرفته در این مورد، مطالعات موردی است که تعمیم نتایج آن به همه شرایط و همه جوامع چندان آسان نیست. به همین جهت، معیار و نشانه های گوناگونی در این باب مطرح شده است. از جلمه نشانه های دیگر اعتیاد به اینترنت، موارد زیر را می توان یادآور شد، هرچند که این نشانه ها به تنهایی نمی توانند معیار مستقل و کاملی برای اعتیاد مجازی به شمار آیند:

کم بیرون رفتن از خانه، صرف زمان بسیار کوتاه برای وعده های غذایی، شکایت دیگران از صرف زمان طولانی در اینترنت، بررسی و سر زدن به صندوق الکترونیکی چندین مرتبه در روز، رفتن به سراغ اینترنت در مواقع تنهایی و خلوت و زمانی که کسی در خانه نیست.(10)

علت و ریشه اعتیاد به اینترنت از مباحثی داغی است که نظریه پردازان مختلفی را به خود مشغول کرده است و نظرات مختلفی دراین باره وجود دارد. دکتر «جان گروهول»(11) که گفته می شود توسط وی تحقیقات وسیعی در این زمینه انجام گرفته است، معتقد است چیزی که باعث اعتیادآور شدن اینترنت گردیده، اجتماعی شدن(12) است. به عقیده گروهول جنبه هایی از اینترنت که کاربران بیشترین وقت خود را در آنها سپری می کنند، با تعامل اجتماعی مرتبط است؛ به عنوان مثال، کاربران با انسان های همانند و دلخواه خود از طریق پست الکترونیکی، گروه های مباحثه یا خبری، چت، بازی آن لاین و مانند آن وارد تعامل اجتماعی می شوند.

البته انسان ها و مخصوصا جوانان ساعت ها وقت خویش را برای کتاب خواندن، تماشای تلویزیون و مکالمه تلفنی می کنند، و حتی گاهی از خانواده و دوستان و محیط خویش غافل می شوند، ولی آیا می توان گفت که آنها معتاد تلفن و تلویزیون هستند؟ البته نه. سرّ اختلاف اینترنت با دیگر رسانه ها و خصیصه اعتیادزای آن در این است که جوان هنگام کار با اینترنت به دنبال هویت یابی و تعامل اجتماعی است و این فرایند اجتماعی شدن است که آن را اعتیادآور می سازد.(13)

دکتر کیمبرلی اس. یانگ(14) یکی دیگر از متخصصان و محققان مسائل اینترنت، ریشه فریبندگی و اعتیادآور بودن اینترنت را در مدلی تحت عنوان ACE به سه عامل پیوند می دهد. این سه عامل عبارتاند از:

گمنامی: آیا تا به حال اصطلاح «شما به اندازه رازهایتان نگران هستید» را شنیده اید؟ مسئله اعتیاد به اینترنت نیز چنین است. نه از روی قبض های تلفن می شود فهمید و نه کسی از کلیسا شما را در حال خروج از کتاب فروشی مخصوص بزرگسالان خواهد دید. فقط کاربر و گیرنده پیام از این موضوع آگاهی دارند. کسی نمی تواند بفهمد شخصی که به اینترنت متصل است، مشغول چه کاری است.

راحتی و آسودگی: شما درخانه خود می توانید با نوک انگشتانتان با دنیا ارتباط داشته باشید. با چند ضربه انگشت می توانید داستان های عاشقانه، رابطه جنسی اینترنتی، بازی ها و کتاب های بزرگسالان و دیگر چیزها را به داخل خانه خود بیاورید.

گریز: دکتر یانگ می نویسد: «اگر افراد در زندگی روزمره روز بدی داشته باشند، می توانند با مراجعه به اینترنت به تسکین و آسودگی برسند. بعضی از افراد معتاد، اینترنت را به عنوان یک مسکن و بعضی دیگر به عنوان آزاد شدن یکباره هورمون آدرنالین می دانند. بالاتر از این شما در اینترنت می توانید هر چیزی یا شخصی باشید. شما می توانید وزنتان را کمتر بگویید، اگر چه سنگین وزن باشید. خود را مجرد معرفی کنید، اگر چه متاهل باشید. و شما می توانید یک زندگی تخیلی و خیالی داشته باشید. از این جهت، اینترنت می تواند باعث گمراهی افراد شود.»(15) پیامدهای اعتیاد به اینترنت و حتی کار زیاد با اینترنت که در حد اعتیاد نباشد، نتایج و پیامدهای زیان بخشی برای فرد و جامعه در پی داشته و آسیب های شدید جسمانی، مالی، خانوادگی، اجتماعی و روانی را به همراه دارد. یکی از پیامدهای فردی و اجتماعی اعتیاد و کار زیاد با اینترنت، انزوا و کناره گیری اجتماعی است.

پوت نام(16) (1991م) معتقد است که در طی 35 سال گذشته کاهش چشمگیری در ارتباطات اجتماعی افراد در آمریکا رخ داده است. مردم کمتر به راءی گیری و کلیسا می روند، به ندرت موضوعات سیاسی را با همسایه ها در میان گذاشته یا عضویت گروههای دواطلبانه را قبول می کنند، مهمانی شام کمتری دارند و کمتر به منظورهای اجتماعی دور هم جمع می شوند. این موضوع پیامدهای عمده ای برای جامعه و فرد دارد؛ زیرا وقتی مردم از نظر اجتماعی درگیر باشند، سالم تر و خوشبخت تر زندگی می کنند.(17)

از دیگر پیامدهای اعتیاد اینترنتی مشکلات خانوادگی و تاءثیر آن بر روی روابط زناشویی، والدین و فرزندان است. امروزه اصطلاح «بیوه اینترنتی»(18) برای همسر معتاد به اینترنت اطلاق می شود. آمار نشان می دهد که اعتیاد به اینترنت ممکن است به فروپاشی خانواده و طلاق منجر شود. شاید باور کردن اینکه شخصی همسر خود را فقط به علت ارتباط با فرد دیگر در اینترنت ترک می کند، برای کسانی که به اینترنت اعتیاد پیدا نکرده اند، وحشتناک به نظر برسد؛ ولی این مسئله هر روز در دنیای اینترنت اتفاق می افتد.

دکتر یانگ معتقد است که اگر چه زمانْ تنها عامل تعیین کننده در تعریف اعتیاد به اینترنت نیست، ولی عموما معتادان بین 40 تا 80 درصد از وقت خود را با جلساتی که ممکن است هر کدام حتی تا 20 ساعت طول بکشد، صرف می کنند و این کار باعث می شود اختلالاتی در میزان و زمان خواب کاربر به وجود آید. در موارد شدید حتی قرص های کافئین برای تسهیل زمان طولانی تری در اینترنت بودن مصرف می شود. این اختلال، خستگی بیش از اندازه در بدن ایجاد می کند که کارکرد درسی و شغلی را تحث تاءثیر قرار می دهد و ممکن است نظام ایمنی بدن را ضعیف کند و فرد آسیب پذیری بیشتری به بیماری ها پیدا کند. افزون بر این، به علت عدم ورزش و حرکات مناسب، مشکلات عصب های مچ و درد پشت، چشم درد و مانند آن به وجود می آید.(19)

برای کسب اطلاعات بیشتر در باره اعتیاد به اینترنت به پایگاه های زیر مراجعه کنید:

http://www.netaddiction.com

http://www.virtual-addiction.com

http://www.addictionrecov.org/wrkguide _www.htm

http://psychcentral.com/netaddiction

پی نوشت ها:

1. حمید ضیایی پرور، آسیب شناسی نسل اینترنت،

[Online].

http://www.itiran.com/artic/show_user_archive.asp?des <8203&id<19. [Accessed 17>

April 4002].

2. حسن صادقی، اینترنت و تاثیرات اجتماعی آن، مجله اصلاح تربیت، شماره 22، ص 8.

3. Larry Magid, Help childen know the risks of chat rooms, [Online].

http://www.larrysworld.com/articles/sjm_chatrooms.htm. [Accessed 17 April 2004].

4. شیرین عبادی، حمایت از کودکان در برابر مخاطرات اینترنتی،

5. Internet addiction

6. Virtual Addiction

7. Internet Addiction Disorder (IAD) Addiction to

8. Leslie Armstrong, How to Beat CYBERSPACE, July, 2001,

[Online].

http://www.findarticles.com/cf_0/m0826/mag.jhtml. [Accessed 17 April 4002[.

9. حسن صادقی، همان، ص 9.

10. Addictions, Symptoms of Internet Addiction, 11/30/01,[Online].

http://www.addictions.org/internet.htm. [Accessed 17 April 2004].

11. John M. Grohol.

12. socialization

13. John M. Grohol, Internet Addiction guide, March, 2003, [Online].

http://psychcentral.com/netaddiction. [Accessed 17 April 2004].

14. Kimberly S. Young.

15. Leslie Armstrong, How to Beat Addiction to CYBERSPACE, [Online].

http://www.findarticles.com/cf_0/m0826/mag.jhtml. [Accessed 17 April 2004].

16. Putnam

17. احمد امیدوار و علی اکبر صابری، اعتیاد به اینترنت، ص 58.

18. Internet Widow

19. احمد امیدوار و علی اکبر صارمی، همان، ص 60 و 61.

ارزیابی 360 درجه

    نگاهي بر ارزيابي 360 درجه و جايگاه آن

امروزه مسائلي مانند پديدار شدن ساختارهاي مسطح، ساختارهاي گزارش‌دهي غيرمتمركز، تغيير در شكل و ماهيت سيستم‌هاي مديريت عملكرد و افزايش مشغله كاركنان، وجود مديراني را كه بتوانند از عملكرد و منابع در دسترس خود، بازخور بهتري بگيرند ضروري ساخته است. بعلاوه در بازار رقابتي امروز، سازمان‌ها بايد به جذب و نگهداري بهترين افراد بپردازند و به منظور حداكثر كردن توانمندي‌هاي كاركنان، روشي را براي ارزيابي و بهبود عملكرد برگزينند كه:

اولاً:  كارا و اثربخش و به‌گونه‌اي كم‌هزينه و بهنگام، عملكرد افراد را ارزيابي نموده و بهبود بخشد.

ثانياً: هزينه‌هاي آموزش را بهينه‌سازي نمايد.

ثالثاً: رهبراني را پرورش دهد كه در كاركنان، انگيزه و عشق به كار ايجاد كنند و موجب كاهش ترك خدمت و افزايش بهره‌وري كلي سازمان شوند.

تمامي عوامل ذكر شده سبب شده‌اند تا سازمان‌ها به دنبال يك روش ارزيابي مبتني بر منابع چندگانه باشند تا از آن طريق به توسعه فرد و سازمان دست يابند. روش ارزيابي 360 درجه نيز به عنوان يكي از بهترين روش‌هايي كه پاسخگوي نيازهاي سازمان‌هاي امروزي است مطرح شده و بسياري از شركت‌ها و سازمان‌هاي برتر دنيا از اين روش به منظور ارزيابي مديران خود استفاده مي‌كنند.

 

ارزيابي 360 درجه چيست؟

در آموزه‌هاي ديني از مؤمنين خواسته شده است تا آينه يكديگر باشند و نقاط قوت و ضعف را به يكديگر منتقل نمايند"الْمُؤمِنُ مِرْآهُ الْمُؤْمِن".

ارزيابي عملكرد با روش 360 درجه ارزيابي گروهي است كه در آن فهرستي از شاخص‌هاي فردي، رفتاري و عملكردي مورد نظر تهيه مي‌شود و براي آنها ضرايب اهميت در نظر گرفته مي‌شود و از تمامي افراد مرتبط مستقيم و غيرمستقيم فرد در سازمان، اعم از مافوق، همكاران، زيردستان و مشتريان خواسته مي‌شود تا او را براساس شاخص‌هاي تعيين شده ارزيابي كنند. فرد ارزيابي‌شونده نيز به عنوان خودارزيابي، در فرآيند مشاركت مي‌كند. نتايج حاصل از كل ارزيابي‌ها جمع‌بندي و به صورت گزارشي به فرد بازخورد داده مي‌شود كه شامل امتيازات كسب‌شده در هر منظر، نقاط قوت و قابل بهبود مي‌باشد.

  

ارزيابي 360 درجه (360 degree feedback) روشي مناسب در زمينه توسعه كيفيت رهبري و مديريت توسعه است. اين فرآيند، چرخه كاملي است كه خلاصه بازخوردي از همه افراد (سرپرستان، زيردستان و همكاران) در مورد جنبه‌هاي مختلف سبك رهبري، مديريت و عملكردشان ارائه مي‌كند. ارزيابي 360 درجه و بازخور آن به افراد كمك مي‌كند تا ادراك خود را در مورد محيط كاري با درك ارزيابي‌كنندگان مهم مقايسه كنند. برنامه بازخور چند منبعي و ارزيابي 360 درجه از روش‌هاي توسعه‌يافته فرآيندهاي ارزيابي عملكرد، بررسي‌هاي سازماني و بازخور مشتري (بخشي از مديريت كيفيت جامع) استخراج شده است. سيستم‌هاي ارزيابي 360 درجه به دليل رواج ساختارهاي تيمي و سازماني مسطح‌تر و همچنين در واكنش به مشكلات موجود سيستم‌هاي مديريت عملكرد سنتي توسعه‌يافته است.

ارزيابي 360 درجه اطلاعات ورودي ارزيابي را از رويكردي تك بعدي از بالا به پايين به رويكرد چند بعدي (زيردستان، همكاران و مشتريان) عموميت مي‌بخشد و مي‌تواند نوعي "ارزيابي بدون مرز" باشد.

لپسينگر و لوسيا اشاره مي‌كنند كه بازخورد 360 درجه با بازخورد چند منبعي همخواني زيادي دارد. آنها يك سيستم ارزيابي چند منبعي ارائه مي‌كنند كه متداولترين منابع ارزيابي به كار گرفته شده در آن عبارتند از: رؤسا، زيردستان، خود فرد، همكاران و ...


                                                                           نویسنده : مهدی قزلباش

آموزش تلفیقی

                                                  

   آموزش تلفیقی ( ترکیبی)[1]     

                                                                                        مهدی قزلباش

چکیده

درعصر انفجار اطلاعات که زمینه های رشد وپیشرفت علم و تکنولوژی مهیا میباشد،توجه به روشهای جدید در آموزش ضروری به نظر میرسد.در این مقاله سعی شده است که ضمن تعریف آموزش تلفیقی که یکی از شاخه های آموزش الکترونیکی میباشد، به مراحل اجرای آن و محاسن این شیوه ی نوین پرداخته شود.

مقدمه

هزینه آموزش و کیفیت آن، دو معیار اساسی در انتخاب سیستمهای مدیریت آموزش و مدلهای تدریس میباشد. با بررسی سیر تحول روشهای تعلیم برای دستیابی به کیفیتهای بالای آموزش،به مدل نوینی از تعلیم، که آمیزه ای از آموزشهای حضوری و مجازی است و از آن به آموزش تلفیقی (ترکیبی) تعبیر شده است برمیخوریم. این مدل آموزش، با درک لزوم بهره مندی از مزیتهای هردوشیوه آموزش (حضوری و مجازی)، محدودیتهای هریک راشناخته وبااین بینش که نقاط ضعف آموزش مجازی توسط آموزش حضوری پرمیشود و بالعکس، پیگیری میشود.

کلمات کلیدی: آموزش تلفیقی- آموزش الکترونیکی

تعریف آموزش تلفیقی: رویکردی در برنامه ریزی آموزشی میباشد که با محوریت روش شناسی یادگیری به طراحی مدلهای یادگیری، بااستفاده از تمام ابزارهای ممکن میپردازد. پارامترهای موثر در این طراحی عبارتنداز:

_ استانداردهای محتوای آموزشی بکار رفته در یادگیری خودآموز ( فراگیر محور)

_وضعیت ترکیب استاد محور و فراگیرمحور بودن برنامه ریزی آموزش

_شکل حضوری یا مجازی برگزاری جلسات استاد محور

_اهداف فعالیتهای قابل پیگیری در جلسات گروهی

آموزشهای الکترونیکی روشهای کنونی را تکمیل میکند ودر برخی موارد جایگزین آن میشود. یکی از رویکردهای اصلی آموزش الکترونیکی، آموزش تلفیقی به معنای بکارگیری بیش از یک رسانه درامر آموزش است مانند ترکیب آموزش توسط معلم وابزارهایی برپایه وب[3] که البته با این روش آموزش الکترونیکی جایگزین آموزش کنونی نمیشود بلکه آنرا تکمیل میکند.

کیفیت بالا وهزینه کمترباعث شده تااین روش به سرعت درمیان موسسات آموزشی مورد استفاده قرار گیرد.

 

مراحل اجرای آموزش تلفیقی

1-باشروع ترم،اولین کلاس حضوری برگزارمیشود ودر طی آن برنامه ریزی صورت گرفته به فراگیران ارائه میشود،راهکارهاو اهداف رامتذکرشده ومعارفه ها صورت میگیرد. دراین برنامه ریزی، هردوره به فصلهاو هرفصل به بخشهایی تقسیم میشود.

2- برای مطالعه ویادگیری هربخش فرصتی به فراگیران داده میشود تااز طریق کار با محتواهای آموزشی قابل دریافت، فراگیری را آغاز کنند.

3-در پایان هربخش، جلسات حضوری با 4 هدف عمده برگزارمیشود: مرور کلی وبیان خلاصه ای از درس -رفع اشکالات فراگیران- مشاوره درسی رودررو بامعلم-تعریف تحقیقات وپروژه های گروهی توسط استاد وفراگیران وگروه بندی آنها.

4-در طول برگزاری دوره، از بخشهای مختلف تکالیفی به فراگیران داده شده و پاسخهای دریافتی به صفحه معلم منتقل میشود.

5-در پایان، طبق برنامه اعلام شده، آزمونهای پایان ترم برگزار میگردد.

محاسن و مزیتهای شیوه ی آموزش تلفیقی

این شیوه ازامکانات بالای نرم افزاری وفراگیرمحوربودن آموزش الکترونیکی بهره میبرد. دراین شیوه ازتعامل بین فراگیران، بهره مندی ازتجربیات معلم ونیزانجام پژوهشهاو تحقیقات گروهی موجود درآموزش حضوری بهره برداری میشود .با بکارگیری محتوای آموزشی قدرتمند،یادگیری باکیفیت بهتری نسبت به آموزشهای کم امکانات کلاسی صورت میگیرد .با درک برتری تماس رودررو وملاقاتهای واقعی فراگیران و معلمین،نسبت به تماس وارتباط درمحیط مجازی،از کلاسهای حضوری هم استفاده میشود. دراین شیوه، تعداد جلسات حضوری نسبت به آموزش حضوری صرف ،به میزان قابل توجهی (کمترازنصف) کاهش می یابد .

درروش آموزش تلفیقی ملزم به پیروی ازیک مدل نیستیم .شرایط موجود ،دست برنامه ریز رادر میزان استفاده از ابزار حضوری وبهره مندی ازتکنولوژی اینترنت ورایانه ،باز میگذارد .به عبارت دیگروقتی از یک روش استفاده میکنیم ،گریزی از عیبهای آن نیست ،اماباکمک گرفتن از دوابزار میتوان بینهایت ترکیب از آنهارا پیاده کرد (20%حضوری،80%الکترونیکی- 50%حضوری،50%الکترونیکی و.....)تامناسبترین روش برای شرایط بدست آید .

نتیجه گیری و پیشنهادات

باتوجه به حرکت مدارس به سمت هوشمند شدن که حاصل آن صرفه جویی در وقت و هزینه میبا شد ،مطلوب است که با طراحی محتوای آموزشی باکیفیت ومناسب برای این روش در مقاطع وسطوح مختلف تحصیلی این روش جایگزین روشهای سنتی گردد ، چراکه عمده ترین محدودیت در بکارگیری شیوه ی تلفیقی ، فقدان درس افزارهای استانداردی است که امکان تعامل میان فراگیران و مطالب را فراهم آورند و به فراگیر اجازه تمرین کنترلی قسمتهای آموخته را بدهند و برای سنجش میزان یادگیری وی ، آزمونهایی را به عمل آورند . فراموش نکنیم که استفاده از کامپیوتر و نرم افزارها به شکل کنونی ،همان انتقال محتوا به سبک سنتی است وباید به دنبال جایگزینی محتواهای مناسب و استاندارد و کاربردی کردن روشهای آموزش الکترونیکی باشیم .

                                                                                                                                      

  ۱-Blended learning                                                                                                                                          

مدیریت فرایندمدار

بسمه تعالي

 

 

«مديريت فرايند مدار در مدارس»

                                                                                        مهدي غزلباش

چكيده:

     با توجه به اينكه بيشتر مديـــــران مدارس،موفقيت خود ومدرسه را در افزايش در دروندادها اعــــم از  منـــــابع مالي،فيزيكي و تعداد فراگيران ميدانند،در اين مقاله سعي شده با توجه به اهميت مديريت فرايند در سيستم مدارس،مفهوم مديريت فرايند مدار و مدارس كيفي جامع مورد بحث و بررسي قرار گرفته و ضمن تعريف مديريت كيفيت جامع به راهكارها و اصولي جهت مديريت كيفيت فرايند مدارس كه حاصل آن رسيدن به وضعيت مطلوب در سيستم اموزشي مدارس ميباشد پرداخته شود.

واژگان كليدي:

مديريت فرايند مدار- مدارس كيفي جامع- مديريت كيفي

 

مقدمه:

    بيشتر مديران مدارس،ريشه مشكلات و راه حل آن ها را دردروندادهاي سيستم اموزشي (مدرسه)مي جويندو بر اين باورند كه با تامين منابع مالي و فيزيكي ميتوان همه مشكلات را مرتفع ساخت.

غافل از اينكه مدرسه به عنوان يك جامعه انساني ،علمي و محيطي براي يادگيري ،يك سيستم است.يعني علاوه بر ورودي ها (درونداد)داراي فرايند و برونداد و پيامد ميباشد.مديريت در فرايند و تمركز بر آن بسيار مهم و تعيين كننده است.اگر چه توجه به منابع موجود و مورد انتظار در ورودي هاي سيستم مدرسه حائز اهميت ميباشد و تاثير بسزايي دارد.اما با تمركز و مديريت فرايند سيستم مدرسه و بهبود و ارتقاي مستمر فرايندها مي توان بسياري از كمبودهاي اشكار و پنهان را حتي در دروندادهاي سيستم مدرسه بهبود بخشيده و برطرف كرد.

 

 

 

مديريت فرايند مدار

 

 

    مديريت فرايند مدار يا فرايند محور مفهومي است كه با گسترش فرهنگ مديريت كيفيت جامع   منزلت يافت.مفهوم مديريت فرايند مداري ،بهبود مستمر كيفيت و رضايت دانش آموزان از طريق بهبود فرايند است.در TQM تمركزبرفرايند از طريق اعمال مديريت بر فرايند محقق مي شود(شوجي   ،1993ص8)مديريت بر فرايند يعني اينكه بدانيم و باور كنيم كه نتيجه از فرايند حاصل مي شود،سپس براي حصول نتيجه ي مطلوب ،فرايند مناسب را ايجاد كنيم و بالاخره فرايند ايجاد شده را طوري به اجرا درآوريم كه بعداً بتوانيم نشان دهيم كه چرا و چگونه نتيجه حاصل شده است و وقتي خواستيم همان فرايند را براي بار دوم به كار ببريم ،از تجربيات و شناخت قبلي براي بهبود فرايند استفاده كنيم.(توراني،1385ص38)

مطالعات و پژوهشها نشان ميدهد كه مدير قوي در مدرسه ،كليد موفقيت مدرسه است.

یك مدير كارآمد ميتواند بينش مدرسه را تعيين كندو به عنوان رهبر آموزشي ،اموزش دهنده و هماهنگ كننده ي اصلاحات بوده و فعاليتهاي مدرسه را سازماندهي كند(هولستتروهمكار،1993ص12)

ارتقاي مستمر كيفيت  و بهبود و بهسازي فرايندهاي مختلف در مدرسه و توجه و تمركز برآن يكي از مهمترين عناصر مديريت كيفيت جامع است. يك مدير قوي و موفق در مدرسه علاوه بر توجه به ورودي هاي سيستم مدرسه بيشترين تمركز او به ارتقاي فرايندهاي مدرسه است.رويكرد نوين مديريت فرايند محور در مقابل نگاه مديريت سنتي مبتني بر درونداد (درونداد محور) كمك مي كند تا مدير مدرسه همه منابع و توانمندي هاي مدرسه خود را به منظور ارتقاي كيفي مدرسه به كار نبرد.نگاه سنتي درونداد مدار راه حل بسياري از مشكلات و موانع و نواقص را در ورودي هاي سيستم جستجو ميكند. در حاليكه رويكرد فرايند مدار  ونتيجه گرا معتقد است كه با تضمين كيفيت همراه با بهسازي و ارتقاي فرايند و استراتژي هاي آن مي توان بسياري از انتظارات و نيازها را پاسخ داد .همچنين مديريت فرايند مدار با توجه خاصي كه به ارتقاي مستمر فرايند دارد،نقش پيشگيري از نقايص و مشكلات را در توليد بر نامه ها يا ارائه خدمت دارد.در مديريت مدرسه به هيچ وجه نمي توان بر روشهاي ناموفق تكيه كرد.زيرا در روش هاي سنتي نهايتاً در ارزشيابي حاصل كار ،معايب مشخص خواهند شد،اما براي پرورش انساني پويا و در حال تكامل ،نقطه ي پاياني براي اصلاح ،بسيار دير است.شايد بتوان در كنترل كيفي توليدات ،محصولات معيوب را جدا كرده و كنار گذاشت ولي آيا در مورد انسانهاي در حال رشد كه اميد خانواده ها و آينده سازان مملكت هستند هم، اين روش (درونداد مدار وسنتي )پسنديده است.

اگر اشتباه يا خطايي درفرايندهاي آموزش رخ دهد كه احتمال ان هم بسيار زياد است،اگر آن را به موقع شناسايي و رفع نكنيم ،آيا حق داريم كه به انتظار بنشينيم تا نتايج ان را ببينيم و آنگاه با افسوس در مورد سرمايه هاي به هدر رفته ،دير هنگام به فكر چاره باشيم؟انگاه ما در مقابل خداوند ،مردم و جامعه چه پاسخي خواهيم داشت؟(توراني،1380ص68)

در اين راستا توجه به فرايند و توجه به تضمين كيفيت و بهره گيري از راهبردهاي فرايند مدار و دادن مهارتهاي بيشتر به معلمان و دانش اموزان كه همانا از وظايف مديران مي باشد،از اهميت و ضرورت ويژه اي برخوردار مي گرددكه اين مهم،مستلزم انتقال مفاهيم مربوط به فرايند و راهكارهاو اصولي است كه بايد معلمان ،والدين و فراگيران از آن اطلاع كافي داشته باشند.

 

 

مدارس كيفي جامع  

مدارس كيفي جامع محصول مديريت فرايند مدار و مديريت كيفيت جامع در مدارس است.حسن ارتباط بين كاركنان از جمله معلمان و دانش اموزان و توسعه ي رفتار انان در كلاس درس ،افزايش اثر بخشي مدرسه و كاربرد مفاهيم و ابزارهاي مديريت كيفيت جامع از جمله عناصر مدارس كيفي جامع هستند.(هولستترو همكار-1993ص14)

مدارس كيفي جامع به معلمان ، و دانش آموزان ،خانواده ها و كاركنان قدرت مي دهند تا فرصت را براي توسعه كيفيت در مدرسه درك كرده و با ابزارهاي مديريت ،موجبات توسعه ي مدارس را فراهم اورند.در مدارس كيفي جامع همه ي كاركنان در غني سازي و ارتقاي كيفيت مدرسه مشاركت دارند.مديريت فرايند مدار تلاش مي كند تا برنامه ريزي استراتژيك را وارد رفتار روزانه مدارس كيفي جامع كند. در اين مدارس   وظيفه ي مشخص مديريت ،سروسامان دادن امكانات و منابع براي پاسخ به نيازهاي خارج ازمدرسه است.يعني استفاده از فرصت هاي برون محيطي. به تعبيري ديگر استراتژي مديريت درمدارس كيفي جامع علاوه بركارايي دروني مدرسه،معطوف به كارايي بيروني آن نيز مي باشد.(بهرنگي1374- ص72)

منظور از كارايي خارجي همان پيامد است و مربوط به صلاحيت ها و توانايي هاي فارغ التحصيلان براي زندگي اجتماعي ،اشتغال در بازار كار يا تحصيل در مراكز آموزش عالي مي باشد.اين نوع مديريت مستلزم برداشته شدن ديوار بين مدرسه و جامعه است.

"مديريت كيفيت جامع"نمونه ي مطلوبي براي درك مفهوم مديريت فرايند مداري است .زيرا سبب پيوند همه ي كاركنان و معلمان مدرسه در سطح همه ي پايه ها و حتي دوره هاي  تحصيلي مي شود.بديهي است خواسته ها و نيازهاي دانش اموزان در اين دنياي فراصنعتي و مبتني بر  دانش و اطلاعات و رسانه هاي اطلاعاتي ،پيوسته در حال تغيير است.بنابراين مديران مدارس دائماً به اطلاعات بازخوردي از خواسته هاي دانش اموزان نيازمندند تا بتوانند براي بهبود فرايند آموزش و روشهاي آن بطور مستمر تلاش كنند.ژاپني ها اين فرايند بهبود را "كايزن" مي گويند.

مفهوم مديريت فرايند مداري يا فرايند محوري ،ايده ي كايزن را تقويت مي كند،بطوريكه نتايج بر مبناي بازخوردهاي دريافت شده از دانش اموزان بطور مستمر تغيير پيدا مي كند.(توراني1385- ص45)

مديريت كيفيت جامع ميتواند نوعي نظام مديريت فرايند مدار براي مواجهه با تغييرات قلمداد شود.كورنينگ ،تغييرات سريع اجتماعي، اقتصادي و نياز به پاسخ سريع را به موضوع زير شبيه مي داند:

طي قرون متمادي ،دويدن يك مايل در 4دقيقه غير ممكن بودتا در سال 1950 براي اولين بار روگربانيستر يك مايل را در كمتر از 4دقيقه دويد.امروزه دويدن يك مايل در4دقيقه ،فقط توانايي پايه ،براي شركت در مسابقات تلقي ميشود. دردنياي تجارت نيز ،شركتهايي موفق به اجراي "مديريت كيفيت جامع" مي شوند كه توانايي پايه را براي ورود به ميدان رقابت كسب كرده باشند. امروزه هر شركتي كه براساس مديريت كيفيت جامع اداره نشود ،در اينده اي نزديك از ميدان رقابت خارج مي شود.(ساليس 1996- ص32)

با توجه به اين ديدگاه ،مدارس بايد به سوي مديريت كيفيت جامع حركت كنند.دردنياي امروزي فراواني و تنوع سليقه و افزايش نيازهاي اموزشي وتربيتي نوجوانان و جوانان از جايگاه ويژه اي برخوردار است.

براي پاسخ به اين نيازها،مديران بايد بتوانند با برنامه ريزي در فرايند سيستم مدرسه با رويكرد فرايند مداري و برونداد نگري موفق عمل كنند .

 

مديريت كيفيت جامع،يك حركت و نهضت همگاني است،نه يك حركت علمي كه فقط افراد خاصي را شامل شود.در واقع ثمره مديريت كيفيت جامع وقتي حاصل مي شود همه ي كاركنان مدرسه نقش مناسب خودشان را با مهارت ايفا كنند.نقش كاركنان مدرسه نيز به جاي تمركز بر انچه ميتوانند انجام دهند،بايد به سمت رضايت دانش اموزان به عنوان گيرندگان اصلي خدمات و يادگيري ،تغيير جهت دهد .بنابراين ،مديران مي بايست با اموزش مفهوم "مديريت فرايند مداري"نظام اجرايي آن را ايجاد كنند.(لوبوف1372- ص104)

پايبندي به اصولي ميتواند مديران را در فرايندهاي مدرسه كمك كنند و ضمناً مديران بايد بدانند كه هر گونه تغيير و تحولي در كيفيت ، تدريجي و آرام و آهسته است و اتفاقي و آني نيست.اين اصول عبارت است از:

1-توافق به جاي اقناع:

مديران نبايد اصرار داشته باشند كه براي انجام كاري همه ي كاركنان را قانع كنند چون هميشه عده ي قليلي هستند كه قانع نشده يا بسيار دير قانع مي شوند.در حركت به سوي بهبود و مديريت تغيير در مدرسه ،بيش ازآنكه به توافق نظارات كاركنان نياز باشد به انتقادات انها احتياج است                                          

2-مهار مقاومت به جاي از بين بردن آن:

طبيعي است كه در هر تغييري عده اي مقاومت ميكنند. فرهنگ سازي قبل از شروع تغيير، گسترش آگاهي و توسعه دانش كاركنان،تاثير زيادي در كاهش مقاومتها خواهند داشت. كاهش و مهار مقاومتها كفايت ميكند تا شما حركت بهبود و تغيير را ادامه دهيد.

3-پذيرش نارسايي عملكرد وبازده:

مديران بايد شهامت داشته باشند و نارسايي هاي عملكرد خود را در مدرسه بپذيرند.اين كار كمك ميكند تا حفره هاي پنهان ،آشكار شده و كاركنان مدرسه، والدين و ديگران به شما بيشتر اعتماد كنند.

4-شكسن كارهاي بزرگ به كارهاي كوچك:

زير بار كار بزرگ رفتن،با توجه  به امكانات مدارس ،كاري دشوار و غير عقلاني است .اشتباه نشود كه منظور از كار بزرگ، آرمان بزرگ نيست.بلكه مقصود ،بدون تجهيزات و امكانات كافي و غير موزون ،هوس انجام كاري بزرگ داشتن است.

5-كنار گذاشتن روشهای كهنه و ناكارامد:

هانطور كه بسياري از تجهيزات ،لوازم خانگي ومواد دارويي......از رده خارج شده  و يا تاريخ مصرفشان گذشته ،روشها نيز ازچنين منطقي تبعيت ميكند.

6-دورانديشي:

دورانديشي باعث ميشود كه مدير مجبور به عذر خواهي نشود و همه ي زحمات و ثمره اش يكباره از بين نرود.دور انديشي ثمره ذهنيت عقلاني است همانطور كه تغيير نتيجه تجزيه و تحليل خردمندانه و عاقلانه است.به قولي ،وقتي باد مي وزد عده اي به فكر ساخت ديوارند و عده اي ديگر اسياب بادي ميسازند.

7-هدف گذاري درست،واقعي و قابل دسترس:

تغييراتي را كه در مدرسه براي آن برنامه ريزي مي شود بايد داراي هدفهاي روشن ،واضح ،قابل اندازه گيري و قابل دسترس باشد.

8-بايسته كار كردن به جاي سخت كاركردن:

كار سخت و زياد به تدريج انسان را كم حوصله و خسته ميكند.قدرت گوش دادن و تامل در حرفها و نظرات ديگران را كاهش ميدهد.پرخاشگري و تندخوئي را زياد ميكند هميشه مشغول به كار بودن مديران و عدم استفاده از اوقات فراغت و مرخصي نتيجه معكوس دارد.

مديران مدارس، مي بايست تغيير را از خودشان شروع كنند.لذا بهتر است به افزايش دانش ومهارتهاي خود توجه كنند.مديري كه خود نگرش ،باورودانش ومهارت كافي نسبت به تغيير و بهبود فرايندهاي اموزشي ،پرورشي،اطلاعاتي و مديريتي ندارد ،چگونه ميتواند رهبر تغيير شود؟

لازمه زيبا و بايسته كار كردن تبديل شدن از مدير آموزشي به ناظم و رهبر آموزشي مدرسه است.

9-حل مشكل نه جابجايي آن:

در حركت بهبود كيفيت ،اصل بر حل ريشه اي مشكلات است.نه موقتي و يا جابجايي ان.مديران كيفيت ،بهترين راه حل را ساده ترين راه حل نميدانند،بلكه بهترين راه حل را علمي ترين راه حل ميدانند.

10-محور قراردادن برنامه ريزي استراتژيك در مدرسه به مثابه بستر تغيير:

مديران نميتوانند تغييرات را در فرايندهاي مدرسه مديريت كنند مگر اينكه براي مدرسه خود يك برنامه استراتژيك داشته باشند.به قول" الوين تافلر" اگر در زندگي براي خود يك استراتژي نداشته باشيد حتماً بخشي از استراتژي ديگران خواهيد شد.قطعاً اگر مديران يك برنامه استراتژيك و يا استراتژي هاي منطبق و مرتبط و متناسب با مدرسه نداشته باشند، نميتوان تغييرات را به درستي رهبري كنند.(توراني 1385-ص230)

نتيجه گيري و پيشنهادات:

         توجه به مديريت فرايند در مدارس اهميت ويژه اي دارد اما همه مشكلات مراكز اموزشي با پرداختن به اين موضوع،مرتفع نمي گردد.مسلماً پرداختن به موضوع كيفيت فرايند نيازمند زير ساختهايي است .به طور مثال مديري كه در مدرسه منابع مالي كافي در اختيار ندارد،نميتواند فرايندها را به طور صحيح رهبري كند خود به خود به سمت مديريت سنتي سوق داده مي شود.چرا كه در عصر حاضر،براي در اختيار داشتن ابزار ووسايلي كه لازمه كيفيت بالاي فرايندها است ،منابع مالي نيز مهم به نظر ميرسد.

موضوع مديريت فرايند،امري است كه نياز به بستر سازي مناسب و فرهنگ سازي دارد.مدير به تنهايي و بدون توجه معلمين و بدون آگاهي كامل اولياي فراگيران و حتي جامعه نميتواند در اين امر موفق باشد به همين دليل اطلاع رساني ،فرهنگ سازي و بستر سازي اين مسئله نيازمند توجه همه اقشار مرتبط به ويژه مديران ارشد آموزش و پرورش و اساتيد تعليم وتربيت و... ميباشد. در اين راستا ،برگزاري كارگاههاي اموزشي و كلاسهاي توجيحي براي مديران ،اطلاع رساني جامع و كامل از اهميت موضوع كيفيت فرايند براي اولياي دانش آموزان و آموزش روشهاي اجرايي براي معلمين ضرورري به نظر مي رسد.

در ضمن انجام تحقيقا ت و پژوهشهايي در زمينه انجام مديريت بر فرايند و مدارس و مدارس كيفي جامع و تجزيه و تحليل نتايج ان، ايجاد انگيزه اي است براي امادگي و حركت مديران به سوي مديريت فرايند مدار در مدارس .

 

                                                                                     نویسنده: مهدی قزلباش

ارتباط برنامه ریزی آموزشی و درسی با تکنولوژی آموزشی

 

اشاره

کتاب‌

درباره ی ارتباط تکنولوژی آموزشی و برنامه ریزی درسی دیدگاه های متفاوتی وجود دارند.

از دیدگاه سنتی، بین تکنولوژی آموزشی و برنامه ریزی درسی هیچ گونه ارتباطی وجود ندارد. اولین بار تابا، با ترسیم پیوستاری نشان داد که چگونه طراحی برنامه ی درسی و تکنولوژی آموزشی از هم متفاوت اند، ولی در عین حال هم سو و هم جهت و در طول یکدیگر دریک پیوستار قرار دارند. در یک طرف این پیوستار در مورد متغیرها تصمیم گیری های کلی و کلان به عمل می آید و در طرف دیگر آن، این متغیرها باید توسط معلم با به کارگیری تکنولوژی آموزشی، در جریان آموزش به شکل عملیاتی در آیند.

در دیدگاه جدید تر، برنامه ریزی درسی و تکنولوژی آموزشی با یکدیگر هم پوشی کاملی دارند و تمیز و تفکیک بین این دو نظام مشکل است.

در این مقاله ضمن تشریح ارتباط میان تکنولوژی آموزشی و برنامه ریزی های آموزشی و درسی، شباهت و تفاوت های آن ها مورد بحث قرار می گیرد.

 

تکنولوژی آموزشی را می توان فعالیتی نظام مند برای بهره گیری از یافته های علوم و فنون در جهت کارآمدتر ساختن فرایند یاددهی – یادگیری دانست که سه جنبه دارد: سخت افزاری، نرم افزاری، و حل مسئله.

 

از جمله ویژگی های تکنولوژی آموزشی می توان به موارد زیر اشاره کرد.

1. تعیین هدف های آموزشی هر واحد درسی

2. فراهم ساختن مواد و محتوای درسی بر اساس اصول یادگیری

3. انتخاب و کاربرد ابزارها و وسایل مناسب برای ارائه ی مطالب درسی

4. به کار بردن روش های مناسب ارزشیابی به منظور آگاهی از میزان اثربخشی  برنامه های درسی، مواد و وسایل آموزشی.

 

تکنولوژی آموزشی فرایندی است نظام مند به این معنا که اجزایی را از روی تفکر منطقی آن چنان در کنار هم قرار می دهد که آن اجزا در اثر ارتباط و تأثیر متقابل، یک سیستم را تشکیل می دهند و درجهت تحقق هدف های مشخص کارایی می یابند. تکنولوژی آموزشی از مجموعه اطلاعات نظری، تجربی، و علمی علوم متفاوت بهره می گیرد. امروزه ثابت شده است، آموزش موفق آموزشی است که مبتنی بر خط زنجیره ای زیر باشد.

طراحی – اجرا – ارزشیابی

با استفاده از این خط زنجیره، دیگر تفاوتی میان آن چه که باید تدریس شود و آن چه که تدریس می شود، مشاهده نخواهد شد. از سوی دیگر، چیزی مورد ارزیابی قرار می گیرد که با طراحی و پیش بینی قبلی مورد استفاد قرار گرفته است. تکنولوژیست آموزشی باید برای آموزش طراحی کند، بر اساس طرح تهیه شده آموزش را به مرحله ی اجرا در آورد، با اجرای ارزشیابی به بررسی میزان پیشرفت تحصیلی فراگیرندگان بپردازد، از میزان تحقق اهداف مورد انتظار آگاهی یابد، و سرانجام از نتایج به دست آمده برای بهبود فعالیت ها استفاده کند.

مطالعه

برنامه ریزی درسی

برنامه ریزی درسی به بیانی ساده، شامل تعیین چارچوب برنامه ی آموزش محتوای برنامه ی درسی است.

برنامه ریزی درسی را پیش بینی و تهیه ی مجموعه فرصت های یادگیری در جهت نیل به اهداف آموزشی نیز تعریف کرده اند. طی فرایند برنامه ریزی درسی درصدد آنیم که بهره گیری از روش های مبتنی بر نتایج پژوهش و بررسی، زمینه های تحقق اهداف از پیش تعیین شده ی آموزشی را فراهم کنیم.

 

مراحل برنامه ریزی درسی عبارتند از:

1- تعیین هدف های کلی و عینی

2- طرح ریزی و تعیین چارچوب برنامه های درسی یا حیطه های برنامه ها

3- اجرای برنامه های درسی در محیط های واقعی آموزشی

4- ارزشیابی از برنامه و نتایج آن ها.

 

ارتباط برنامه ریزی آموزشی و برنامه ریزی درسی

برنامه ریزی آموزشی که برنامه ریزی درسی را نیز شامل می شود، عبارت است از کاربرد روش تحلیلی در مورد هر یک از اجزای نظام آموزشی و برنامه ریزی برای آن ها به منظور استقرار یک نظام آموزشی کارامد. در برنامه ریزی آموزشی، برنامه های کلان در سطح ملی، منطقه ای، قاره ای و جهانی، به وسیله ی سازمان های آموزشی تهیه می شوند. این برنامه ها صرفاً جنبه های کمی و اجرایی دارند و مبنای کار برنامه ریزان درسی قرار می گیرند.

پس از تهیه ی برنامه های کلان و اساسی به وسیله ی برنامه ریزان آموزشی، نوبت به برنامه ریزان درسی می رسد تا برنامه های کیفی و محتوایی هر یک از تخصص های مورد نیاز را تهیه، ارائه و اجرا کنند.

حاصل فعالیت برنامه ریزان درسی، تهیه و تولید برنامه های درسی است که در نظام های متمرکز، به صورتی یکسان برای تمامی استان ها، مناطق و نواحی آموزشی تهیه می شوند و برای اجرا در اختیار مسئولان اجرایی قرار می گیرند.

 

ارتباط تکنولوژی آموزشی و برنامه ریزی درسی

طریقه‌ی کتاب خواندن

پیشرفت های روز افزونی که امروزه در عرصه های متفاوت علمی، فنی، آموزشی و ... صورت گرفته اند، برنامه ریزان آموزشی و درسی، کارشناسان و صاحب نظران مسائل آموزشی را واداشته است تا ساختار، اهداف، برنامه ها، محتوا و روش های نظام آموزشی خود را به روز کنند و خود را با این پیشرفت ها هماهنگ و هم سو سازند. یکی از مهم ترین راهبردهایی که به برنامه ریزان آموزشی و درسی کمک های محسوس و شایان توجهی می کند، استفاده از تکنولوژی آموزشی در برخورد با مسائل کمی و کیفی آموزش و پرورش است.

تکنولوژی آموزشی در سطح کلان، تمام فعالیت های آموزشی اعم از برنامه ریزی های آموزشی و درسی، تحلیل محتوا، تولید مواد آموزشی، رسانه ها و ابزارها،  و مدیریت آموزشی را در بر می گیرد و در طراحی، اجرا، و اصلاح مجدد برنامه های درسی و تجارب آموزشی، نقش مهمی را ایفا می کند. به عبارت دیگر، تکنولوژی آموزشی، روشی اصولی و منطقی برای حل مشکلات آموزشی و برنامه ریزی درسی است که با نگرش نظام مند همراه است و به طراحی سیستم های آموزشی دراز مدت و جامع که کل نظام آموزشی جامعه را در بر می گیرد، مربوط می شود. این، همان ایفای نقش حل مسئله توسط تکنولوژی آموزشی است.

در مجموع، نقش عمده ی تکنولوژی آموزشی، کمک به بهبود کارایی کل فرایند تدریس و یادگیری است.

برنامه ریزی درسی عبارت است از پیش بینی و تهیه ی مجموعه فرصت های یادگیری برای جمعیتی مشخص به منظور نیل به آرمان ها و هدف های آموزشی و پرورشی که معمولاً در مدرسه انجام می گیرد. برنامه ریزی درسی بیشتر در پی آن است که چه چیزی با چه هدفی و با چه محتوایی به چه کسی آموزش داده شود. فرایند برنامه ریزی درسی نیز مانند تکنولوژی آموزشی شامل طراحی، اجرا و ارزشیابی است که به دست یابی به اهداف آموزشی می انجامد.

در برنامه ریزی درسی، ابتدا هدف های کلی مشخص می شوند و بر اساس این اهداف، خط مشی برنامه ی درسی تنظیم می گردد. مهم ترین مواردی که در برنامه ریزی درسی باید در نظر گرفته شوند، عبارت اند از: تدوین مطالب آموزشی، انتخاب مواد و وسائل، نحوه ی اجرای برنامه و سنجش تحصیلی. تکنولوژیست آموزشی زمینه های اجرای برنامه ی درسی را با مواد آموزشی مشخص و روش های مناسب یادگیری فراهم می کند. او هم چنین، مشخص می کند که شاگردان چه نوع مهارت ها و معلوماتی را بر مبنای برنامه ی درسی و محتوای آن احتیاج دارند و طرح لازم برای کسب مهارت ها و اخذ معلومات را تهیه می کند.

به این ترتیب، تکنولوژی آموزشی و برنامه ریزی درسی ارتباطی تنگاتنگ با یکدیگر دارند. زیرا هدف هردو، طراحی فرصت های مناسب برای یادگیری بهتر یادگیرنده و حداکثر بهره وری از این فرصت هاست. هر دو رشته شامل مراحل طراحی، اجرا و ارزش یابی هستند. برنامه ریزی درسی عامل تحقق اهداف برنامه های آموزشی و تکنولوژی آموزشی عامل تحقق هدف های برنامه ی درسی است.

بر این اساس، برنامه ریزی درس مجموعه فعالیت هایی تلقی می شود که میان عناصر اصلی برنامه های درسی (هدف، محتوا، روش و ارزشیابی) ارتباط برقرار می کند، اما زمینه ی ایجاد تغییر و تحول در نظام برنامه ی درسی از طریق تکنولوژی آموزشی به وجود می آید. در واقع، برنامه ریزی درسی و تکنولوژی آموزشی در کنار هم و با بهره مندی از یکدیگر می توانند فرایند آموزش را تسهیل کنند. بنابراین رابطه ی این دو رابطه ای طولی است و با یکدیگر هم پوشی دارند.

کتاب

رابطه ی تکنولوژی آموزشی با برنامه ریزی آموزشی

تکنولوژِی آموزشی، با استفاده از یافته های تمام علوم، به حل مسائل آموزشی می پردازد. هدف اصلی آن، ایجاد یادگیری مؤثرتر، پایدارتر و تغییر در کیفیت یادگیری و افزایش بازدهی آموزشی است. برنامه ریزی آموزشی در کنار گرایش های دیگر مجموعه ی علوم  تربیتی، ابزار های بهینه کردن یادگیری را فراهم می کند. ارتباط تکنولوژی آموزشی با برنامه ریزی آموزشی، ارتباطی طولی است. قبلاً مشخص شد که تکنولوژی آموزشی با برنامه ریزی درسی هم رابطه ی طولی و نوعی هم پوشی دارد.

موضوع برنامه ریزی آموزشی، تهیه و پیش بینی برنامه های کلان کمّی برای توسعه ی دوره های کلان، در سطح ملی یا منطقه ای، قاره ای، و جهانی به وسیله ی سازمان های آموزشی تهیه می شوند. این برنامه ها صرفاً جنبه ی کمی و اجرایی دارند و مبنای کار برنامه ریزان درسی قرار می گیرند. آن ها برنامه های کیفی و محتوایی هر یک از تخصص های مورد نیاز را تهیه و ارائه می کنند. تکنولوژی آموزشی در واقع آخرین حلقه ی این زنجیره ی رشته های وابسته به هم است که بر اساس تعریف آن، به طراحی، اجرا و ارزشیابی منابع و فرایندهای یادگیری می پردازد و برنامه های عمومی تهیه شده به وسیله ی برنامه ریزان درسی را، با توجه به شرایط و ویژگی های هر یک از محیط های یادگیری خاص، ترجمه می کند، آن را برای شاگردان خاص به اجرا در می آورد و با انجام ارزشیابی های مکرر، میزان دست یابی شاگردان به هدف های آموزشی را ارتقا می بخشد.


 

حواسمان باشد!!!

عمر کوتاه نیست.... ما کوتاهی میکنیم!!! 

سخن گهربار

درد من حصار برکه نیست! درد من زیستن با ماهیهایی است که فکر دریا به ذهنشان نمیرسد!!! ( دکتر شریعتی )